باران بیداری

باران بیداری

کسی فشنگ ها را نمی شمارد

همه جای دنیا رسم است که هر تعداد فشنگ که به یک سرباز می دهند، همان تعداد از او پس  می گیرند. اما کسی کاری ندارد که کدام فشنگِ کدام سرباز اسرائیلی، در سینه ی کدام کودک فلسطینی جا مانده است.

درست است که تو یک کودکی،

اما مسیحی که نیستی، یهودی که نیستی، امریکایی، اروپایی یا اسرائیلی که نیستی… تو تنها یک مسلمانی.

بعضی ها می گویند، کودک مسلمان را باید کشت، چرا که یک تروریست بالقوه است، جهانِ بدون او لابد امن تر است.

ببخشید کشته شدنت برایمان کلیشه شده است، دیگر صدای ضجه های مادرت و فریادهای پدرت گوشمان را حتی قلقلک هم نمی دهد.

آری کودک مسلمان! کشته شدن تو توجیه پذیر است، می شود تو را اشتباهی کشت، تو همواره تلفات ناخواسته جنگی… بهای خون کمرنگ تو گاهی اوقات حتی یک عذرخواهی خشک و خالی هم نیست.

ای کودک مسلمان!

هر چقدر می خواهی گریه کن، هیچ کس نیست که برای اشکهایت دلی بسوزاند.

هر چقدر می خواهی از نداشته هایت بگو، وجدانی نیست که برای نداشته هایت به عذابی دچار شود.

و ای کودک مسلمان!

گرچه عده ای وجود تو را بزرگترین مشکل دنیا می دانند و می خواهند هر روز دیواری جدید بر سر راه ایستادنت و نفس کشیدنت برپا کنند…

اما می دانم که با این وجود این روزها وقتی به پا خواستن هم کیشانت را می بینی، مدام به امید آزادی قدس این جملات را در گوش دشمنانت زمزمه می کنی…

 و نرید ان من علی الذین استضعفوا فی الارض، و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین…

به امید روزی که کودکان فلسطینی بتوانند در صحن مسجدالاقصی بازی کنند…

 

______________________________________

لینک دانلود مستند(حتما ببینید)

منبع :دکلمه مستند کسی فشنگ ها را نمیشمارد


   + awake lady ; ٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
comment نظرات ()