باران بیداری

باران بیداری

پرچم سرخ و سفیدی که برای اضافه شدن رنگ سبز به آن میکوشد و میجوشد

این روز ها آن جا چه خبر است؟

بیرون از خانه پر است از صدا

صداهای مردم فریاد ها اعتراض ها

صدای شلیک اسلحه ها و ..

بیرون از خانه در تب می سوزد تا با حرارت خود با میکروبی که وارد گوشت و استخوانش شده را به مرگ اورد

و درون خانه نیز ملتهب است و متحدانه با زمان و زمانه میجنگد

امروز که برادر و پدر میروند نمیدانی شاید ساعاتی بعد چنازه تیربارانش را به خانه بیاورند

امروز مادر و خواهر در خانه نیستند

چرا که حضورشان همراه با معترضین مهمتر است از در خانه بودن

امروز میدان ها شاهدگَل آویزی حق بی دفاع و ناحق مسلح اند

اینجا ایران بهمن 57 نیست

اینجا فلسطین هم نیست

عراق و افغانستان و سایر کشور های جنگزده هم نیست

این جا ...

 


بحرین

این جابحرین است

کشوی که اگر روزی بیکفایتی شاهان بیشین نبود شاید امروز یکی از استان های ایران عزیزمان بود 

بیاییم قدری برادرانه تر به مردمش نگاه کنیم

تا شاید سکوتمان شکسته شود

صحنه پر است از وحشیانه گری رژیمش

توپ وتانک ها دست حرام زادگان رژیم مانند نقل ونبات گلوله بر سر مردم  میریزد

برادران من تو مسرانه بی آنکه به انان توجهی کنند حرف خود را می گویند و خواستار حقوقشان هستند که این بیان شاید = با مرگ باشد

خواهران من و تو بی مهابانه توسط همین حرام زادگان به فنا داده میشوند و درد ها به انان تحمیل چرا که خواستار حق اندوبرای ستاندن حق در مطبخ ها نمانده اند

و همه این اتفاقات در دنیایی میافتد که در برگترین نشست هایش دم از آزادی بیان و حقوق بشر میزنند

حتی در این نشست ها از این حرکت های وحشیانه دفاع و حمایت مالی و تجهیزاتی میشود

حال اگر زن فاسده و قاتلی را در همین کشورها به حکم شرع مجازات میکردند چه بسا که از همین نشت های بزرگ خر های دنیا فریاد اعتراض بلند میشد که کجاست حقوق بشر

ونمیفهمم که این کلمه حقوق بشر را با کدام لغت نامه این گونه ترجمه کرده اند

ونمی دانم چرا ما که مهر اسلام و انسانیت را بر پیشانی خود با پر رنگترین رنگ زده ایم نیز خیلی عادی این رویدادها را از اخبار ساعت 9 میبینیم باز هم خیلی عادی و با ارامش به رخت خواب میرویم بی انکه بیاندیشیم :

همین الان در منزل برادر بحرینیم چه میگذرد

وکدام پدر شیعه اکنون بیتاب دختر پاک خویش است که در اعتراضات امروز به دست ناپاکان افتاد و امشب زندانی ست

وکدام مادر شیعه امروز جنازه پسر جوان ورعنایش را که بدنش پوشیده از تیر ها و گلوله هاست در اغوش کشیده،خون میگرید و خودش را اماده میکند تا فردا با تمام آرزو های که برای جوان بیگناهش داشت او را به دامان خاک بسپارد

وما با تفکر پان ایرانیسم خود  به خواب عمیق وشیرینی فرو میرویم 

شاید فردا بیدار شویم...

 

 

   + awake lady ; ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; ٢۱ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()