باران بیداری

باران بیداری

افکار من غرب زده(باران بیداری من)

 ابتدایی که بودم همیشه به مامانم اعتراض میکردم که این مسیحیا کجاو ماکجا،

اونا روی آب هم کلیسا میسازند ،زیباترین مصالح رو توی ساخت کلیسا بکار میبرن

درو دیوار کلیسا رو نقاشی ها و هنر قشنگ گرفته، خیلی شیک روی صندلی میشینن ،موسیقی پیانو هم که دارن تازه خانم معلممون که تازه هم از ایتالیا برگشته میگفت

شیشه کلیساشون روزا نور خورشیدو جذب میکنه شبا بازتاب میکنه

اون وقت ما مسلمونا چی آجر می چینیم رو هم سقفش هم گرد میکنیم در و دیوارشو هم با کاشی می پوشونیم میشه مسجد

دیروز یه سخنی خوندم ازگئورگ فریدریش هگل فیلسوف ایده آلیسم یاشاید هم دیالکتیک آلمانی که میگفت:

"ذکر عبادت مسلمانان در مساجد بی آلایش ،خود فکر می آورد و دعای مسیحیان با عربده ناقوس و صدای پیانو و نقش ونگار در و دیوار تشویش خاطر دارد و انصراف ناظر"

چه کوته فکریه جاهلانه مدرنیته ای!

همیشه فضای روحانی مسجد منو ناخودآگاه به بالا وصل می کرد

یه زمانی هیچ وقت نمازهای جماعت تومسجد را از دست نمی دادم!

شاید به خاطر انرژی فوق العاده ای که می گرفتم چه جو عجیبی که  درون تورو Autorun بیدار می کنه 


   + awake lady ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()